خواجه نظام الملك الطوسي

346

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

فهرست لغات و اصطلاحات آدين : آيين 58 / 16 ( صحاح الفرس ص 229 : راحة الصدور ص 489 ) آرزو كردن : ( اصطلاح غيرشخصى ) 68 / 9 ( نسخهء A ) « مرا آرزو چنان كرد » : 243 / 9 « مرا آرزوى وى مىكند » ( تذكرة الاوليا ج 1 ص 217 س 17 « احمد را آرزوى عبد اللّه مبارك مىكرد » : اسرار التوحيد ص 159 س 10 « مرا آرزو مىكند » : سعدى در غزل 614 « آرزو مىكندم با تو دمى در بستان » ) آزادى كردن : ستايش كردن 189 / 2 آگفت : رنج 283 / 14 ( صحاح الفرس ص 49 ) آنگاه كه : به شرط اينكه 157 / 10 ( با « اندى كه » مقايسه كنيد ) آيندگى : مستقبلى - 109 / 21 اجرا : حقوق - 223 / 19 ارتفاع : خرمن ، تحصيل ماليات - 30 / 5 ، 6 : 50 / 1 : 67 / 3 : 68 / 11 ، 20 : 133 / 8 ( نوروزنامه ص 12 س 9 « چون دست‌شان بارتفاع رسد » : نصيحة الملوك ص 113 س 1 « اكنون ضياعى جليل يافته‌ام كه هيچ ويران نشود و همواره ارتفاع آرد » ) ارجاف : آوازه ، دروغ - 225 / 16 « ارجافها او كنند » ارزانى : سزاوار ، شايسته 27 / 11 : 190 / 10 : 190 / 11 « ناارزانيان » ارزانى داشتن : شايسته شمردن ، اجازه دادن 38 / 3 « آنچه پادشاه بما ارزانى داشته است مىرسان » : ( تاريخ برامكه ص 18 س 13 « آن را دهى كه ارزانى دارى » ) ارزانى داشتن : عطا كردن ، بخشيدن 13 / 16 : 27 / 14 از ، از بس : از فرط 27 / 18 « از بس زيركى كه هست » 27 / 21 « از بس جلدى كه در تست » 28 / 11 « از خداترسى و ديانت كه در وى بود » 44 / 8 « از سيم دوستى كه بود » 104 / 6 « از بدحالى و برهنگى كه بودم » 115 / 4 « از نيكويى كه كرده بود » 151 / 1 « از بس نيك‌عهدى كه مىبرزد » 208 / 19 « از خوارى و بىقدرى كه بود » ( كيمياى سعادت ص 141 س 23 « از مشغولى كه بودى » : اسرار التوحيد ص 462